یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸ ه‍.ش.

سبك شناسي نوحه ها و مراثي مراسم عاشورا

مقدمه
نوحه نوعی مرثیه مذهبی است که با آهنگ و لحن خاص در مجالس سوگواری  امام حسین همراه با مراسم سینه زنی و یا زنجیر زنی خوانده می شود .
 شعرهایی که برای نوحه سروده شده از بحرهای عروضی برخوردار است اما از حیث وزن و قافیه متنوع تر از قالبهای شعر سنتی فارسی است و با ضرب آهنگ های سینه زنی متناسب و هماهنگ است . علاوه بر ان تساوی مصراع ها در برخی از انها رعایت نمی شود و از این نظر شباهتی به شعر آزاد نیمایی دارند .

درباره سرایندگان نوحه می توان  به دو گروه مشخص اشاره کرد . دسته اول شاعرانی هستند که در کنار فعالیت های ادبی خود به سرودن نوحه نیز پرداخته اند . این شاعران به زبان شعر و ادبیات به معنای خاص تسلط داشته اند و نوحه هایشان نیز خبر از سلاست و روانی زبان انها می دهد . گروه دوم دسته ای هستند که ذوقی در نظم پردازی دارند و تا حدودی با موسیقی نیز آشنا هستند و اطلاق عنوان شاعری بر آنها غیر موجه است اینان به سابقه عشق و علاقه ای که به آل علی و شهدای کربلا دارند تنها به سرودن نوحه اکتفا می کنند و بیشتر از هر چیزی به اجر معنوی این کار چشم دوخته اند . این نوحه سرایان از نظر شغل و حرفه درسطوح مختلف جامعه دیده می شوند .(الماسی ، 27) به همین دلیل اکثر اشعاری که از طبع این نوحه سرایان بیرون می اید، تطابقی با اصول ضروری و منطقی شعر ندارد . وزن و قافیه حداقل به صورت نیمایی یکی از ضروریات نوحه ای است که بتوان آنرا در مجالس خواند ، اما به دلیل نا آشنایی این افراد و استقبال مردمی از چنین اشعاری سالیان سال است ابیات ناموزون بی قافیه به طور غلط رواج پیدا کرده و در مجالس خوانده می شود . از طرفی،اکثریت نوحه ها و مراثی سروده شده ،از سوی عوام ،مربوط به عزاداری امام حسین است . با توجه به اینکه نهضت حسینی دارای سه عنصر مهم منطق و عقل ،حماسه و عزت ،عاطفه.است .از این رو اشعاری که برای این نهضت عظیم سروده و خوانده می شود نیز باید واجد این سه عنصر باشد .
در این مقاله درباره نقاط ضعف نو حه و مرثیه های مرسوم از نظر فرم و محتوا بحث می شود. از جهت فرم، وزن و قافیه و زبان و از نظر محتوا، ارتباط اشعار با نوع حادثه و هدف گوینده و ارتباط آن با اصل موضوع، مورد نظر است .
در بررسی مراثی و نوحه هایی که به طور گسترده در محافل عزاداری خوانده می شود به نقاط ضعفی بر می خوریم که آنها را می توان به دو دسته فرم و محتوا تقسیم کرد .
1-    ایرادات مربوط به فرم
الف- قافیه
چنانکه ذکر شد سرایندگان اشعار مذهبی به ویژه نوحه و مرثیه اغلب تبحر کافی در سرودن ندارند و از ریزه کاری های شعر بی خبرند به همین دلیل در خیلی از این اشعار اشکالات مربوط به قافیه دیده می شود . شعر زیر دو بیت اول از غزلی است که تمام قافیه هایش با حروف"ون"پایان می پذیرد اما  در اولین بیت حروف پایانی قافیه " ان" است . با اینکه این شعر از نظر وزن مشکلی ندارد و از نظر معنا هم به نسبت اشعاری که به این سبک است قوی تر است ، این اشکال در ان نمایان است .
بس بانگ غم و ناله به گردون شود امشب   
                            گردون عجبی نیست که ویران شود امشب
لرزد فلک از ماتم و گرید ملـــــــک از غم    
                              در حیرتم اوضاع فلک چون شود امشب...
                                                                    (شیرمحمدی ، 95)
در دو بیت زیر نیزمی بینیم که در بیت اول، حرف روی قافیه متفاوت است. "سرور " را نمی توان با "سوز" قافیه کرد و در بیت دوم دو کلمه به ظاهر هم قافیه داریم در این دو کلمه نیز حرف روی را باید در واژه های "گری" و "خند"جست زیرا بر اساس قوانین قافیه "ان" حروف وصل و خروج هستند که البته عوام میان اینها فرقی قائل نیستند .
شامیان یکــسر همه گرم سرور
                   اهل بیت مصطفی در آه و سوز
شامیان زین کاروان خندان بدند  
                   کــــــودکان شاه دین گریان بدند
(گلزار عاشورا ص 10)
در بیت زیر نیز همین اشکال دیده می شود. در اینجا نیز واژه های قافیه " عطش "و "جوان " هستند که در حرف روی اشتراکی ندارند. به این نوع عیب قافیه "شایگان" گفته می شود 
اهل حرم شاه شهیدان همه عطشان  
                   در شیون و غوغا ز غم مرگ جوانان
                                          (مردانی ص 64)
ب- وزن
در باب وزن نیز به اشکالات فراوانی بر می خوریم این اشکالات گاه جزئی و ناشی از کم و زیاد شدن سیلابها  و گاه کلی و به صورت تغییر کامل وزن در ابیات مختلف و یا کوتاه و بلند شدن مصراع ها است .
چون کاروان غم بیامد به شهر شام     در غم و اندوه میان خاص و عام
شامیان یکــــــسر همه گرم سرور     اهل بیـــت مصطفی در آه و سوز
شامیان زین کاروان خــنـدان بدند      کودکــــــــــن شاه دین گریان بدند
شامیان من خود امام بن امــــــــام      هستـــــم و باشد قدر ما گـــــــرام
                                                       (گلزار عاشورا ص10)
این شعر صرف نظر از تمام اشکالات معنایی و محتوایی که دارد در وزن و قافیه هم دچار مشکلات عدیده است .اگر بخواهیم ابیات را تقطیع کنیم می بینیم که در بیت اول ،مصراع اول به وزن " مفعولُ فاعلاتُ مفعولُ فاعلات "(بحر منسرح) مصراع دوم به سختی به وزن "مفتعلن مفتعلن فاعلات "(بحر سریع) و سه بیت بعدی به وزن " فاعلاتن فاعلاتن فاعلات "(بحر رمل ) سروده شده است . به طوری که ملاحظه می شود در یک شعر سه وزن مختلف به کار گرفته شده است .
لاله فاطمه در خون نشــــــــــسته         یک گل و اینهمه نیزه شکسته
ای سکینه گریه کن از بـــهر بابا         وا شهیدا
نخل سرخ نبی در خـــــون تپیده          ســــــاربان شاخه او را بریده
کرده زهرا بر حسینش ناله بر پا         وا شهیدا
بلبل از داغ گل دارد تـــــــــرانه          می زنندش چـــــرا با تازیانه
لاله در خون ناله بلبل کرده بر پا         وا شهیدا
دختر فاطمه از شش بــــــــــرادر         بـــرده یک پیرهن برای مادر
                                                      (رسول زاده، ص112)
در این شعر نیز بیت اول ، دوم ، سوم ، پنجم و هفتم به وزن "فاعلاتن فعولن فاعلاتن " و بیت دوم و چهارم به وزن "فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن" سروده شده اند . که اولی در بحر مقتضب  و دومی بحر رمل کامل است .
از طرفی بحور عروضی که برای ساخت چنین اشعاری به کار برده می شود باید دارای ضرباهنگ زیبا و مهیج و یا اهنگ غم انگیز باشد که در اکثر این اشعار چنین چیزی نمی بینیم.
ج- زبان
از نظر زبانی نیز کاربرد واژه های بی ربط با موضوع موجب پایین آمدن سطح بین می شود . واژه های تکراری که در اکثر این اشعار هست تنوع زبان را محدود کرده ، بلاغت سخن را از بین برده است . در تمام این اشعار واژه هایی که نمایانگر اسامی خاص چون لیلا ، عباس ، عون و جعفر و قاسم و زینب و یا واژه های تشبیهی مثل گل و ریحان و بلبل و ...و تشبیهات بی محتوا است دایره این نوع شعر را محدود و غیر منسجم نموده است . بر خی ناهماهنگی های بین واژه ها مثل وصله ای ناجور به چشم می خورد مثلا در این شعر :
اسیر تاب گیسوی حســـــینم         قتیل تیغ ابروی حسینم
به گیسوی دو تایت تا نداری         میان شهدا همتا نداری
                                                 (شهریاری ،31)
واژه های "قتیل" و "شهید" با دیگر واژه ها ارتباطی معنایی پیدا نکرده و نتوانسته اند  در شعر جایی باز کنند.
نوع زبان به کار گرفته شده در خیلی مواقع با هدف شعر همخوانی ندارد . با توجه به ابیاتی که در پی می اید می بینیم که واژه ها هیچ تناسبی با یک شعر انقلابی و حماسی که ولوله در میان مسلمین ایجاد می کند ندارد؛ تنها به یک عشق بی منطق اشاره شده که عاشق بدون دلیل گرفتارش شده و نمی تواند فرار کند :
دوستش دارم چه کار کنم      چه کار با عشق یار کنم
صید دو چشـــمونش شدم      کی می تونم فـــرار کنم
                                              (همان ،225)

2- ایرادات مربوط به محتوا
الف- تحریف
مرحوم شهید مطهری درباره تحریفاتی که در اشعاار مربوط به واقعه کربلا رخ  داده می گویند : شخصیت هایی هستند که اینها قولشان حجت است عملشان برای مردم حجت است . خلقشان برای مردم حجت است یک کسی تحریف می کند سخنی را به علی نسبت می دهد که نگفته است یا مقصودش چیز دیگری بوده .این دیگر خیلی خطرناک است خُلقی را به پیغمبر و امام نسبت می دهد که مردم از ان پیروی می کنند در صورتی که خُلق آنها چیز دیگری بوده است در یک حادثه تاریخی که این حادثه از نظر شما یک سند است ، سند اجتماعی از اجتماع ،پشتوانه اخلاق است ، پشتوانه تربیت است این دیگر چقدر اهمیت دارد .(حقجو ،ص11)
الف-1- تحریف تاریخ
این تحریفات از دو نوع است یکی این است که اتفاقاتی که نیفتاده و افرادی که در واقعه حضور نداشته اند وارد گود کرده اند مثل دامادی قاسم و حضور لیلا در کربلا که حجم عظیمی از اشعار سوزناک کربلا را به خود اختصاص داده اند :

پدربیا نظری کن به حال مضطر من  
                    ببین که مرگ ستاده است در برابر من
ببر به خیــــــمه تنم تا که مادرم لیلا 
                    به وقــــــت مرگ ببندد دو دیده تر من
ز بعد مرگ من ای شه به عمه ام زینب 
                    بگو که جان تو و شیر خوار اکبر من
بگو به قاسم ناشاد اگر شدی داماد  
                   به حجله چون بروی یاد کن ز اکبر من
                                    (  گلزار عاشورا  ص 19)
در این شعر،هم لیلا در کربلا هست و هم موضوع عروسی قاسم مطرح است در حالی که اگر عروسی ای هم در کار بوده قبل از روز عاشورا است نه در گرماگرم نبرد که علی اکبر درباره انجام ان وصیت می کند .
الف- 2- تحریف اخلاقی
نوع دوم تحریف در برداشت بد از خصوصیات اخلاقی و عملکرد افرادی است که در حادثه حضور فعال داشته اند . در کربلا ما با یک حادثه حماسی طرفیم نه یک واقعه ای تصادفی که ناخواسته پدید آمده باشد . در واقع شخصیت های این حماسه عاد ی نیستند . حرف ها و عملشان هم عادی نبوده بلکه جلوه ای از اعمال خدایی است که درسی ماندگار باشد برای آیندگان ؛اما اشعار و نوحه هایی که دراین مورد سروده شده به هیچوجه القای چنین چیزی را ندارد مثلا در اکثر نوحه ها و روضه ها زینب را در حالی می بینیم که از غم عزیزان بر سینه و سر می زند و حتی سر برهنه کرده است :
زینب چو دید جسم برادر به روی خاک 
                   زد لطمه بر جبین و به تن کرد جامه چاک
از دل کشــــــید ناله سراسیمه شد روان   
                   از خیمه ســـــــــــوی قتلگه با آه دردناک
                                        ( زمزمه عاشورا ص 6)
حتی در زیبا ترین شعری که سروده شده چنین جعلیاتی دیده می شود :
 اهل حرم دریده گریبان گشوده مو      فریاد بر در حرم کبریا زدند
                                                          (مردانی 281)
مرغ روح شاه دین در قتلگه پر می زند 
                       خواهرش بالای تل بر سینه و سر می زند
                                                 (همان ص 58)
از آنطرف وصیت شهدا را در هنگام مرگ می شنویم شباهتی به حرف هایی که معمولا رزمندگان عادی جبهه ها هم می زنند ندارد .شهدای کربلا در حال شهادت ، چه وصیتی دارند ؟ چیزی که ما در این نوحه ها می شنویم باز هم افغان و زاری و در خواستهای دنیوی است هیچ سفارشی درباب دین و ادامه راه آنها نمی شود :
پدربیا نظری کن به حال مضطر من   
                ببین که مرگ ستاده است در برابر من
ببر به خیمه تنم تا که مـــــــادرم لیلا  
                به وقت مـــــــرگ ببندد دو دیده تر من
ز بعد مرگ من ای شه به عمه ام زینب 
               بگو که جان تو و شیر خوار اکـــبر من
بگو به قاسم ناشاد اگر شدی داماد  
               به حجله چون بروی یاد کن ز اکبر من
                                      (گلزار عاشورا  ص 19)
صرف نظر از اینکه لیلا در کربلا و گذشته از جعل تاریخ ، آیا مادر شهیدی چون علی اکبر و همسر امام حسین بر سر نعش جوان شهیدش زاری می کند و حتی از او می خواهد به میدان نرود ! ما در انقلاب خودمان و در دوره جنگ مادران شهیدی را دیدیم که افتخار می کردند. چرا از زینب و لیلا و زنانی که در کربلا بودند چهره ای ساخته ایم که به آنها نمی آید .
لیلای زار و ناتـوان          گفتا به صد آه و فغان
کی اکبر رعنا جوان          اکبر مرو اکــبر مرو
               ای شبه پیغمبر مرو
آخر تو را من مــــادرم         بیچاره و بی یاورم
رحمی به حال مضطرم       اکبر مرو اکبــر مرو
               ای شبه پیغمبر مرو
گلزار عاشورا ص10
ام لیلای حزین  با اکبر رعنا جوان   با تمام بانوان
دل پریشان سینه سوزان دیده گریان آمده   شاه خوبان آمده
(شیرمحمدی ،96)
الف-3- تحریف چهره بزرگان دین به صورت انسان های ضعیف
موسی بن جعفر را تنها به عنوان امامی در غل و زنجیر و اسیر زندان هارون الرشید می شناسیم . نه از هدفش و نه از مکتبش هیچ نمی دانیم چون در نوحه ها فقط همین ها را گفته اند :
شعری که بند تکرار شونده اش این است : غریبم خوار و زارم
به ناله گفت موسی کنج زندان             غریبم خوار و زارم
دلم گردیده تنگ ای حی سبحان            غریبم خوار و زارم
شود شب ناله شبگیر دارم                  غریبم خوار و زارم
ز درد بی کسی افغان برآرم               غریبم خوار و زارم
                                            ( زمزمه عاشورا 104)
این حرفهای عاجزانه را هر زندانی در بندی می تواند به زبان آرد اما یک انسان والا چنین ناله و افغانی به خاطر زندانی بودن ندارد . حتی زندانی سیاسی عادی هم مردانه در زندان مقاومت می کند و صدا به زاری بلند نمی کند آنوقت ما امام خود را که عمر خود را در راه مبارزه با ظلم صرف کرده اینطور خوار و زار نشان می دهیم .
برانگیختن حس ترحم حاضران نقل سختی های جهانی و گریه های کودکان تنها حس دلسوزی را بر می انگیزد نه حس دینداری و آزادگی .
اینقدر که به تشنگی اهل حرم و کتک خوردن بچه ها پرداخته شده اهداف بازگو نشده :
اهل حرم شاه شهیدان همه عطشان    در شیون و غوغا ز غم مرگ جوانان
                                                                  ( مردانی ص 64)
بیماری زین العابدین نیز یکی از موارد تاسف باری است که دیده می شود . امام پنجم هیچ چهره دیگری جز بیماری و اندوه ندارد :
 ای کاش می داد دشمن قراری        آهسته می رفت کـــــاش این عماری
بیمار را نیست تاب ســــواری        بر بسته بر روی شتر تبدار و مضطر
                                                                     (همان ص65)
ب- فراموش کردن هدف
گر بخواهیم برای مجالس عزاداری فلسفه ای قائل شویم ناچار یکی از ان فلسفه ها ایجاد شناخت از حسین و قیام او برای کسانی است که او را نمی شناسند. دانستن این نکته ضروری است که راه اندازی دسته های عزاداری در اوایل شهادت امام حسین برای اطلاع رسانی بود.  پس از گذشت سالهای متمادی از این واقعه دامنه اطلاع رسانی وسیعتر شد اما رفته رفته کیفیت آن کم و سپس به طور کلی دچار انحراف شد و به ویژه پس از دوره صفویه با ظهور روضة الشهدای واعظ کاشفی دیگر هدف مجالس عزاداری تغییر کلی پیدا کرد و در راستای سیاست های براندازی دین اصیل شروع به کجروی کرد . این انحراف  از هدف در به چند شکل در اشعار دیده می شود :
ب-1- توجه دادن جوانان به زیبایی ظاهری امام
برخی گمان می کنند برا ی اینکه جوانان ر ابه سوی امام و مجالس عزاداری بکشند باید نوحه های عاشقانه با تکیه بر زیبایی امام و فرزندانش بخوانند .اشعاری که به این شکل سروده و خوانده می شود ، مصداق حرف کسانی است که در عزاداری امام حسین دست به هر کاری می زنند و در مقابل اعتراض می گویند :" این راه راه عشق است ربطی به دین ندارد " ولی باید گفت انچه به دین ربط ندارد به امام حسین چه ربط دارد ؟مگر حسین از دین جداست یا حسینی که اینها ساخته اند حسین دیگری است باخصوصیاتی مثل زیبایی و قامت رعنا که قصد دلبری دارد و دیگر هیچ .
اسیر تاب گیسوی حســـــینم           قتیل تیغ ابروی حسینم
به گیسوی دو تایت تا نداری           میـان شهدا همتا نداری
                                                        (شهریاری ،31)
از نظر علم معانی ، این ابیات اگر در مجلس روضه و نوحه خوانده نشود نمی توان فهمید که راجع به امام است . بلکه تنها به اقتضای حال و مقام باید به ان پی برد والا در هر کافه ای قابل خواندن است .
اما اگر یک فرد غریب که اشنایی با دین ما و امامان ما ندارد و یا حتی همین فرزندان مملکت خودمان که تازه دارند با موازین دینی اشنا شوند با شنیدن این نوحه ها چه چیزی یاد می گیرند ؟ یاد می گیرند هر کس چشم و ابروی قشنگی داشت امام است و مظلوم است و باید او را دوست داشت . واقعا فلسفه قیام امام این بود که مسلمانان امام حسین و خانواده اش را دوست داشته باشند ؟ یا اینکه اهداف او را بشناسند و بدانند در هر زمان که هستند باید از دین خود دفاع کنند اما کدام یک از این اشعارچنین چیزی را القا می کند؟
چیزی که اخر منو از پا درمیاره    چشم حسینه و ابروی حسینه
  قبله من ابروی حـــــــــــــسینه    بهشت من گیــــسوی حسینه ...
ماه شب چهاره با اون قشـــنگی      محو تماشای مه روی حسینه
                                                                                        (همان ،73)
یکی از دلایل مهمی که دوستداران امام ،او را تنها گذاشتند عدم شناخت به مقام امامت و ولایت بود یکی از مظاهر بارز این عدم شناخت این است که برجسته ترین ویژگی امام و یارانش چشمان سیاه و ابروان کمان و قامت رعناست .
نمونه دیگری از این ابیات :
دیگه نگاه نمی کنی با غصه دارم می زنی
                                 بهت می گم دوستت دارم ولی کنارم می زنی
چیز زیادی نمی خوام فقط منو رهــــــــــا نکن
                                 مثل غریبه ها حســــین به صورتم نگاه نکن
تا دلمو خوش می کنم قلب منو می شــــــــکنی
                                  با بی مــحلیات اقا داری منو می سوزونی
داره میره جوونی ام فکر دقـــــــــــایق می کنم
                                 جوابمو یه جور بده دیگه دارم دق می کنم ...
                                                               (همان ،181)
ب-2- عشق بی هدف
یکی دیگر از ویژگی های مهم و مشترک این اشعار ، تأکید بر جنون و دیوانگی است . عقل گریزی از شیوه های کهن فرار از بار سنگین مسئولیت است ، مسئولیتی که از اگاهی و معرفت به امام و نهضت عاشورایی او سر چشمه می گیرد .
دیوونه جز در خونه حسین کجا داره   
                       زیر خیمه حسین دیوونـــــــــگی صفا داره
دیوونه به جز عشق حسین نوی دونه     
                       ساقی اگر چشم حسینه یکی عاقل نمی مونه
                                                     (همان ،62)
ب-3- انحراف از موضوع اصلی
در مجلس عزاداری شهدا به جای وصف حال و مقام آنان ، وصف حال گوینده و شاعر خوانده می شود و مردم به حال او دل می سوزانند :
همه رفتن ای خـــــــــدا من نرفتم کربـــــــلا
یه سؤال دارم مگر ما دل نداریم ای خـــــــدا
یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربـــــــلا
کی روا باشد از گل از ما و گلاب از دیگران
و یا :
ای خدا جون نــمی دم تا حسین بر من نشون ندی
    منو تا دست یار تیر مژگان یارابرو کمون ندی  
(همان ،113)
از طرفی تکیه بر حاجت گرفتن از امام در بیشتر موارد هدف عزاداری را توجیه می کند :
من مراد دلم می گیرم امشب        در کنار سرت می میرم امشب
                                      ( رسول زاده، ص 126)
در این ابیات نارسا که هم از نظر وزن و قافیه و هم دستور زبان ایراد دارد ؛ محتوایی مناسب عزای امام وجود ندارد .
حسن آزاده طــــــــاها بود         حسین نوباوه زهرا بود
بود قیامش بر حفــظ قرآن         جانها فدای شاه شهیدان
بهر خدا بود قیام  حــسین          جانها فدای شاه شهیدان
ا زاو بیاموز درس وجدان         جانها فدای شاه شهیدان
                                              (مردانی ص64)
ب-4- القای غم و اندوه بی هدف وزمینه زدایی از هدف عاشورا
این نوع اشعار به زمینه زدایی از از نهضت عاشورا و میان تهی کردن ان می پردازد و احساس پوچ و تهی را جایگزین می کند .
یک قافله درد است و غم این کاروان اهل بیت 
                            فصل خزان دارد نظر بر بوستان اهل بیت
در باغ اشک و ناله ها بنــــوشته روی لاله ها 
                            مـظلوم حســـــــــــــــین مظلوم حـــــــسین
                                                             (همان ص59)
یعنی هدف قیام حسین تنها نشان دادن مظلومیتش بود؟
لاله فاطمه در خون نــــــــــشسته      یک گل و اینهمه نیزه شکسته
ای سکینه گریه کن از بـــهر بابا      وا شهیدا
نخل سرخ نبی در خون تـــــپیده      ساربان شاخه او را بـــــــریده
کرده زهرا بر حسینش ناله بر پا      وا شهیدا
بلبل از داغ گل دارد ترانـــــــــه       می زنندش چـــــرا با تازیانه
لاله در خون ناله بلبل کرده بر پا      وا شهیدا
دختر فاطمه از شش بــــــــــرادر      برده یک پیرهن برای مادر
                                                (رسول زاده ص112)
عاشقم عاشق جان و سر دارم         بهر قربانی دو پـــــسر دارم
از زمین تیر و خنجرم ریزند         از هوا اتش بر سرم ریــزند
قلب من خسته دست من بسته         دیده ام گریه بر تو پیــوسته
پیکری با خون اشــــــنا دارم         تو   مرا داری من تو را دارم
جان سپر کردم پیش غمهایت         تا ســـــرم افتد بر قدمهایت
                                                        (مردانی ،17)
با این تفاسیر، در میان ابیات سروده شده در این مورد به ندرت به اشعاری متناسب با موضوع نیز بر می خوریم که اشاراتی به هدف قیام حسین (ع) نیز دارد :
آمدم تا درس حریت دهم بر مسلمین         
آگه از احکام دیــــن خالق یکتا کنم
                                   (همان ،24)
بزرگ فلسفه قتـــــــل شاه دین این است
که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
حسین مظهر آزادگی و آزادی اســـــــت
خوشا کسی که چنینش مرام و آیین است                  ( شیرمحمدی، ص83)

نتیجه:
بررسی این ابیات نشان داد که اشعار سروده شده که در مراسم عزای شهیدان کربلا و یا روضه خوانی برای ائمه دیگر خوانده می شود ، از همه عناصری که باید دارا باشد مانند وزن و قافیه و محتوا و مضمون و زبان سلیس و ...بیشترین سهم را به عنصر عاطفه اختصاص داده است . به همین جهت کمبود عناصر دیگر به ویژه محتوا و هدف موجب سستی فرم و محتوای آثار شده ، ارزش این اشعار را گاه تا سطح یک منظومه کوچه بازاری یا شعر کافه ای  تنزل داده است . به نظر می رسد برای رسیدن به محتوا و مضمون عالی در اشعار مربوط به واقعه ای مهم که میلیونها مسلمان و حتی غیر مسلمان از ان تاثیر می گیرند ، باید برنامه ریزی های طولانی داشته باشیم و اولین قدم جلوگیری از نشر اینگونه اکاذیب و خواندن آنها در میان عموم به ویژه در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است در حالی که در سال های اخیر بیش از پیش شاهد افزایش مضامین پست و نامربوط و توهین آمیز بوده ایم .



منابع:
·        الماسی ،مهدی ، ادبیات عاشورایی، مجله رودکی ،سال اول شماره دوم
·        حقجو ،محمد حسین ،فریادهای شهید مطهری بر تحریف های عاشورا،نشر روح،قم ،1360
·        رسول زاده ، جعفر، آوای عاشورائیان ، انتشارات حق بین 1375
·        زمزمه عاشورا ،مشهد انتشارات قاسمی
·        شهریاری ،مهدی ،آیین مستان ،قم انتشارات مشهور ،1384
·        شیرمحمدی ، بهروز ،زمزمه های جاویدان ، انتشارات مفید ، 1370
·        گلزار عاشورا ،نشر باقر العلوم چ2 – 1366
·        مردانی ،محمد علی ،ایثار جان ،سازمان تبلیغات اسلامی 1376